معرفی بازی لافندبازی

 لافندبازی 

بازی های بومی محلی استان عزیزمان گیلان

کشتی گیله‌مردی به شماره ثبت ۴۱۴ در دی ۱۳۹۰، لافندبازی به شماره ثبت ۵۵۴ در شهریور ۱۳۹۱، مرغانه‌جنگ به شماره ثبت ۱۹۳۷در تیر ۱۳۹۸ و ال‌کاوه بازی به شماره ثبت  ۱۹۳۸ در تیر ۱۳۹۸ به ثبت‌ملی رسیده‌اند.

برخی دیگر از بازی‌های سنتی و محلی استان گیلان عبارتند از: لپه‌بازی، پیتگله‌بازی، غش‌بازی، گل‌مشته، عروس‌بازی، بیج‌بیج، آهوچره، برموم‌بازی، گلپا گلپا، بیزه، سوک‌سوک، آویزان، لب‌گود، خورش‌بازی، گدگد، جفت‌تاک، اشکل، ورف‌بازی، آپاربازی، دوبنا، تاب‌بندی، حساب‌بله، کلاه‌پران، شیرین‌دودو، عروس‌گولی، آبخوربازی، آتیمار، آس‌بازی، آغوزبازی، آکلهِ ماربازی، آنی‌مانی، آونخوتی، اُتوماتو، اَرده‌بشو - رشته‌بیه - اسیربازی‌(قلعه‌بازی)، افلاطونی، ال‌قره‌قوش، انزلی‌دی، انگوری، ای‌عنبر دو عنبر، بازآمدی، بایم‌بایم، برو بیا، بزن و بگیر، به‌چن‌چن، بیست‌ویک، بیلی‌بیلی مرغونه‌بکن، پاچوبازی، پلنگ‌بازی، پنبه‌ریسه، پوبوک‌بازی، پوچ‌مغز، پیت‌چوماق‌بازی، پیچاس‌بازی، تاب‌کش، تخته‌بره، تعقیب، توپ‌توپ، توپچی، توپ‌گیر، تهرونی‌بازی، تیر و آغوز هر دو.

جوجویک‌منه، جوخوس‌بازی، چاله‌درگنئی، چرخ‌وفلک، چَلکَ چلچله‌باز، چلینگ‌آغاج، چه‌رنگ چه‌رنگ، خاش‌بازی، خاک‌بازی، خربیس، خرپسته‌واز، خرس‌بانی، خرگوش‌بازی، خریز، خیمه‌بازی، دستی، دُم‌کشی، دودو، دوزبازی، دوکان‌بازی، رابچری‌(درراه چراکننده)، رمه‌رمه، زاتی‌ژولا، سبیل‌پلنگ، سپ‌په، ستاره‌شناس، سردار، سرسره، سلام‌سلام، سنگ‌بازی، سرپی‌به‌ای‌پی، سی‌سنگه، شکارتوپ، شنبه یکشنبه، شیرتوت، صندلی‌بازی، عراده‌بازی، عمه‌ی‌عمه‌ی، فینگلی، قایم‌موشک با چوب، قیش‌قیش‌بازی، کلاچ‌پر، کلاه‌بردن، کلنگ‌بازی، کورکوری‌بازی، کول‌کول، گرگم‌به‌هوا، گرن‌گره، گل بزن گل بگیر، گلندبازی، گیشه‌بازی، لال‌بازی، لگدلگد، ماچه‌لوس،   مولاحراج، مَ‌ یاد دره - تَ فراموش، میان‌دوزه، نزادپائین، نیزات‌پایون، وَروَری‌بازی، وسطی، هپولکا، هچین‌کشتی‌(کشتی قلابی)، هرکه خوچاله بگیره، هشتک، هفت‌سنگ، هکش‌هکشی، هوکای‌هوکای، هه‌توس‌کونه، یال‌ممد و یکشی به پنشی از دیگر بازی‌های سنتی این خطه هستند.

کشتی گیله‌مردی 

کشتی گیله‌مردی یا کشتی گیلانی نوعی مراسم محبوب و دارای آداب خاص است که  روح پهلوانی بر آن حکمفرماست. کشتی گیله‌مردی تنها رشته ورزشی مرسوم در محدوده‌ای به وسعت غرب مازندران و گیلان به شمار می‌رود. بزرگان و ریش‌سفیدان این دیار، قلعه گردن و شاقوزکوتی تنکابن، قاسم‌آباد سفلی و علیا و سرو لات در شهرستان چابکسر، رحیم‌آباد و بی‌بالان در شهرستان رودسر و بالکو سرا در شهرستان لنگرود را مهد پهلوانان نامدار کشتی گیله‌مردی می‌دانند. به گفته آن‌ها حضور در میدان‌های کشتی محلی یا به‌اصطلاح محلی کشتی سراها، از تفریحات و سرگرمی‌های بیشتر مردم این مناطق در شب‌های بلند تابستان به حساب می‌آمد. این کشتی به‌طور سنتی، آخر تابستان وقتی کار کشاورزی پایان می‌یابد، یا حین بازدید مسئولان یا در پایان مراسم مذهبی، برگزار می‌شود.

لافندبازی یکی از بازی‌های بومی محلی و بخشی از فرهنگ مردم گیلان است. این بازی در میان مردم محلی محبوبیت ویژه‌ای دارد و پیشینهٔ تاریخی آن به سالیان دور برمی‌گردد. لافندبازی با نام‌های طناب بازی، ریسمان‌بازی، رسن‌بازی، و غیره نیز شناخته می‌شود.

 

این مراسم را معمولا خانوادگی اجرا می‌کنند و اجراکنندگان مرد و زن در آن دیده می‌شود. گروه لافندبازی از پهلوان لافندباز، یالانچی (شیطانک)، سرناچی و نقره‌چی (نقاره زن) تشکیل می‌شود.

غوزبازی

این بازی که به گردوبازی هم معروف است، بیشتر در تابستان در کوچه، میدان و خیابان انجام می‌شود و تعداد نفرات آن نامحدود است. برای پیدا کردن حریف بچه‌ها در کوچه فریاد می‌زنند: البازی. بازیکنان جمع می‌شوند و برای شروع  شیر یا خط می‌اندازند، سپس نقطه معینی را مشخص می‌کنند و بازیکنان گردوی خود را به آن نقطه می‌اندازند. گردوی هرکسی به هدف نزدیک‌تر باشد درجات زیر را می‌گیرد: پیشم: استاد، نیشم: اول، دوم نیشم: دومم، سوم نیشم: سومم.

آداب ورسوم گیلان

جشن نوروز در گيلان با آيين ها و مراسم گوناگوني بر پا مي شود:نوروز خواني

نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني که هم اکنون نيز کم و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و برکت است. براي اين کار گروهي نوروزخوان در کوچه و خيابان به راه مي افتند و اشعاري مي خوانند. از معروف ترين اين اشعار مي توان به "دوازه امام" و "عروس گوله" اشاره داشت.  

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را مي خوانند و وقتي به قسمت ترجيع بند مي رسند، آن را دو نفري تکرار مي کنند و بعد نوروز و نوسال مي خوانند.

اين شعر چنين آغاز مي شود:

همي خوانم امام اولين را  شه کشور اميرالمؤمنين را

وصي و جانشين يعني علي را

به ياسين والف لام و به فيروز  دهيد مژده که آمد عيد نوروز

امام دومين هم دسته گل   شفاعت مي کند او بر سر پل

حسن بابش سوار است او به دلدل

به ياسين و الف لام و به فيروز  دهيد مژده که آمد عيد نوروز

اين شعر در مدح دوازده امام ادامه مي يابد.

عروس گوله

نمايش"عروس گوله" نيز از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي رفت. اين نمايش همراه با آواز ريتميک داراي مفاهيم اخلاقي و آييني خاصي بود. بازيگران اين نمايش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پيربابو و نازخانم ظاهر مي شدند. نقش نازخانم را بيشتر مواقع پسر جواني که لباس زنانه پوشيده بود اجرا مي کرد.

پير بابو يا کوسه نقش پيرمردي بود که با غول بر سر تصاحب نازخانم به بحث و جدل مي پرداخت. غول هم خود را با کلاهي از کلوش (ساقه برنج)، زنگوله ها و چماق به هيبتي عجيب مي آراست. اين گروه به منازل مختلف رفته، به ايفاي نقش خود مي پرداختند و در ازاي تهنيت گويي خويش و آرزوي سالي پربرکت و پر يمن براي صاحبخانه، از او هدايايي دريافت مي کردند.

گاه نقش يک شخصيت ديگر به اسم "کاس خانم" نيز به اين جمع اضافه مي شد.

گل گل چهارشنبه

از ديگر مراسم کهن ايرانيان که در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي پردازند، "چهارشنبه سوري" است که در غروب آخرين سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي شود. به اين منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوري مي شد و با درست کردن پشته هايي که معمولاً رو به سمت قبله مي نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روي آتش مي پريدند و هنگام پريدن با خوشحالي مي خواندند:

گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه

زردي بشه، سرخي بايه نکبت بشه، دولت بايه

يعني: اي شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردي و ضعف و بيماري رخت بر بندد و نوبت سرخي و نشاط و خرمي  فرا رسد. دوره نکبت و ناکامي به سر آيد و دولت و اقبال روي نمايد.

اين سنت که از روزگار زرتشت و حتي جلوتر بر جاي مانده، در دوران اسلامي با اعتقادات مردم در هم آميخته و رنگ و بويي ديني گرفته است. دود کردن  اسپند هم از اين رسوم است که سعي مي شد از سادات خريداري شود و به هنگام دود کردن آن زمزمه مي کردند:

عاطتيل کن، باطيل کن  تي مرده ماره بيرون کناسفند دوکن چاووس بايه  مردمار به هوش بايه

يعني: عاطل و باطلش کن و چشم زخم را از وجودها دور ساز. مادر شوهرت را بيرون کن. اسپند دود کن تا چاووش بيايد. تا مادر شوهرت به هوش  بيايد.

علاوه بر اين به نيت اين که دختران به زودي به خانه شوي بروند، دختران دم بخت را چند ساعتي از خانه بيرون و خانه تکاني مي کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از ديگر آداب اين روز به شمار مي رفت.

مراسم چهارشنبه سوري در نواحي مختلف گيلان با تفاوتي اندک اما شبيه به هم اجرا مي شد  و گاه شليک تير و ترکاندن ترقه نيز در برنامه جاي داشت. گاه نيز به نيت برکت، يکي از اهالي با تبر به سمت درختي که بار نمي داد مي رفت اما با ضمانت ديگران براي بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف مي شد.

.

شال اندازي

در مناطق روستايي کوهستاني از رسوم شايع چهارشنبه سوري بود و گاه حالت نوعي خواستگاري از دختر صاحب خانه را داشت. معمولاً به گوشه شال اينان مقداري شيريني و آجيل به عنوان هديه صاحب خانه بسته مي شد و شال اندازان بدون مشخص کرن هويت خويش به خانه فرد ديگري مي رفتند.

سيزده سال

آخرين مراسم نوروز، سيزده سال است. در اين روز مردم گيلان بيشتر به کنار رودخانه ها و در دل جنگل ها مي روند و به صورت گروهي، آخرين روز نوروز را گرامي مي دارند. دختران گيلاني در اين روز سبزه گره مي زنند. اين مراسم معمولاً با بندبازي، کشتي گيله مردي و نواختن ساز و نقاره همراه است.

شب چله

شب چله از مراسم باستاني ايران، در گيلان هم از منزلت خاصي برخوردار است. شب اول دي ماه هر سال را اهل خانواده و خويشان و گاه همسايه ها گرد هم مي آيند تا آيين شب چله را برگزار نمايند. براي مراسم شب چله، معمولاً خوردني ها و تنقلات و آجيل زيادي فراهم مي آورند. هندوانه به سفره اين شب رنگ و بويي ديگر مي بخشد و به قولي اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي کند. يکي از ترانه هايي که در اين شب زمزمه مي شود، چنين است:

امشو، شب چله، خانم جير پله   چاقو بزنيم هندوانه کله

يعني: امشب شب چله و خانم زير پله است، چاقو به هندوانه بزنيم.

از ديگر خوردني هاي اين شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته، کونوس (ازگيل وحشي)، آجيل، پرتقال، ليمو، خوج (گلابي محلي) و ميوه هاي ديگر است.

تفال به ديوان حافظ از ديگر آداب اين شب است. پس از نيت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، ديوان را مي گشايند و اولين غزل صفحه جلوتر را مي خوانند. اعتقاد بر اين است که بيش از سه بار نبايد فال گرفت چون حافظ ناراحت مي شود و حرف هاي خوش نمي زند.

لیست غذاهای  گیلان 🫕🥘

باقلاقاتق

این خورش بسیار مشهور با ترکیب پاچ باقلا (نام دیگر: لوبیای کشاورزی)، شوید، سیر و تخم مرغ تهیه می‌شود.

شاید تا به حال در شمال کشور چنین لوبیاهایی را دیده باشید که برخلاف سایر حبوبات بدون پوست و به شکل خیس خورده و تازه فروخته می‌شوند. پاچ باقلا را پس از خیس خوردن به همراه شوید و سیر و ادویه در روغن تفت می‌دهند،  با افزودن آب و پس از جا افتادن خورش، روی باقلا قاتق تخم‌مرغ می‌شکنند.

مردم گیلان خورش‌ها را در ظروف سفالی مخصوص این استان به نام گَمَج می‌پزند. این خورش لذیذ به همراه پلو سرو می‌شود.

میرزا قاسمی

غذای دیگری که به دلیل طعم بی‌نظیرش شاید در اغلب سفره‌های ایرانی حاضر باشد میرزاقاسمی است. طعم دودی میرزا قاسمی که باعث شده این غذا از زمره‌ی طعم‌های تکراری حذف شود، به دلیل کباب کردن بادمجان است.

مواد اصلی و تشکیل‌دهنده این غذا عبارتند از: بادمجان، گوجه، سیر و تخم مرغ.

بادمجان‌ها را پس از کباب‌شدن ساطوری کرده، به همراه سیر تفت داده و سپس با گوجه می‌پزند. در انتها نیز تخم مرغ به غذا اضافه می‌شود. میرزا قاسمی را مانند خورش در کنار پلو هم سرو می‌کنند.

سیر قلیه

سیر قلیه خورش گیلانی است که با ترکیب اصلی برگ سیر، تخم مرغ، لپه، گوشت مرغ یا اردک و کمی آبغوره تهیه می‌شود.

گوشت پس از تفت دادن با آبغوره طعم‌دار شده و همراه با لپه آن را می‌پزند. در این زمان برگ سیر خرده شده را سرخ کرده و با تخم‌غ هم زده می‌پزند و بعد  آن را به گوشت اضافه می‌کنند.

کباب ترش

برای تهیه این غذا، گوشت گوسفند را پیش از کباب شدن چند ساعت در ترکیب رب انار، انار ترش سابیده، سیر، پیاز، سبزی محلی (با نام چوچاق)، روغن زیتون و گردوی سابیده می‌خوابانند. سپس گوشت‌ها را به سیخ کشیده و روی ذغال کباب می‌کنند.

اناربیج

این خورش شباهت بسیاری به فسنجان دارد (که یکی دیگر از غذاهای محلی گیلان است) و می‌توان گفت از غذاهای مخصوص شب یلدا است؛ با این تفاوت که در اناربیج به جای گوشت مرغ از گوشت چرخ‌کرده گوسفند به شکل کوفته‌قلقلی و همچنین سبزی‌های محلی استفاده می‌شود.

معمولاً  ۲ تا ۳ ساعت روی گاز می ماند تا حسابی جا بیافتد.

واویشکا

واویشکا یا جغوربغور همان خوراک جگر مرغ یا گوسفند است که انواع مشابه آن در دیگر استان‌ها مانند آذربایجان نیز دیده می‌شود. این غذا از تفت دادن و سرخ کردن دل، جگر و قلوۀ گوسفند به همراه ادویه و پیاز و رُب گوجه تهیه می‌شود.

کال کباب

کال کباب را می‌توان از چاشنی‌های پرطرفدار گیلان نام برد که در آن خبری از کباب نیست و مثل بیشتر غذاهای شمالی طعمی ترش دارد و در تهیه آن از دانه‌های انار بادمجان کباب شده، سیر، آب انار، سبزی معطر و گردوی خرد شده استفاده می‌شود.

سبزی مورد استفاده در این غذا سبزی محلی (نوعی سبزی به نام چوچاق) است. برای تهیه کال کباب بادمجان‌های کباب شده را ساتوری و همراه با دیگر مواد کاملا مخلوط می‌کنند.

ترشِ آش

این آش از نخود و لوبیا، برنج، سبزی‌های مختلف و باقلا تهیه می‌شود. طعم بی‌نظیر ترشی که این آش را از انواع دیگر آش‌ها متمایز می‌کند به دلیل وجود رُب انار یا آبغوره یا آب نارنج در غذا است.

 

 

 

گیلان یکی از شهرهایی است که تنوع غذایی بسیار بالایی دارد. از پرطرفدارترین و معروف ترین غذاهای استان گیلان می توان به باقالی قاتوق و میرزا قاسمی اشاره کرد.

پیشینه هر شهری را می توان از غذاهای محلی آن تشخیص داد، در هر شهر یا کشوری غذا به عنوان نماد فرهنگی به شمار می رود. گیلان نیز از جمله شهرهایی میباشد که از تنوع غذایی بسیار بالایی برخوردار است تا جایی که در سال 1394 نام آن به عنوان شهر خلاق و متنوع خوراک شناسی در یونسکو به ثبت رسید.

به جرات می توان گفت که کسی نیست که غذاهای محلی گیلان را نشناسد. چرا که تقریبآ 220 نوع غذا آن هم غذای محلی در این شهر طبخ می شود. وجه مشترک و پایه اصلی اکثر غذاهای محلی گیلان، بادمجان، زردچوبه، سیر، گردو، آب انار، سبزی های محلی همچون خالواش و چوچاق می باشد.

صفرتاصد زنبورداری

🐝🐝🐝🐝🐝🐝

صفرتاصد پرورش زنبور

زنبورداری درگیلان

زندگی و فعالیت زنبور عسل‌

زندگی اجتماعی زنبور عسل یکی از عجایب زندگی جانداران می‌باشد.
پروانه‌ها، سنجاقکها، پشه‌ها و حشرات دیگر نر و ماده به هنگام جفتگیری مدت خیلی کوتاهی با هم بوده و بلافاصله پس از جفتگیری برای همیشه از یکدیگر جدا می‌شوند. حشره ماده پس از مدتی تخمهایش را در محلی که غذای کافی برای لاروها وجود داشته باشد می‌گذارد و پس از گذاشتن تخم، دیگر کاری به کار تخمها ندارد و حتی اغلب پیش از آن‌که لاروها از تخم خارج شوند خودش می‌میرد. زندگی و فعالیت و تولیدمثل در زنبور عسل با تمام حشرات تفاوت دارد این موجود ظریف به تنهائی قادر به زندگی نبوده و فقط در داخل جمعیت و همراه با آن می‌تواند زنده بماند.
در داخل یک کندوی متوسط تعدادی حدود 40 تا 70 هزار زنبور عسل وجود دارد. در دید اول همه زنبورهای بالغ مثل یکدیگرند. بدن هر زنبور از سه قسمت تشکیل می‌گردد، سر، سینه و شکم. با دقت بیشتر فرقهائی بین زنبورهای یک کندو به چشم می‌خورد. تنها یکی از زنبورها دارای شکمی طویل‌تر از سایرین است و آن ملکه زنبورهاست. بقاء و دوام هر کندو بستگی به وجود ملکه دارد، زیرا ملکه تنها زنبور ماده کامل کندوست که تمام اعضاء بدنش به‌طور کامل رشد نموده است. او به تنهائی مادر تمام زنبورهای خانواده عظیمی است که در داخل کندو زندگی می‌کنند. طول بدن ملکه معمولا بین 16 تا 18 میلیمتر و فاصله دو پر باز آن 24 میلیمتر و وزنش در حدود 21/ 0 گرم می‌باشد.
در هر کندو به‌طور طبیعی یک ملکه وجود دارد و همین یک ملکه پس از بارور شدن شروع به تخم‌گذاری کرده و جمعیت کندو را تشکیل می‌دهد. اگر در یک کندو بیش از یک ملکه باشد معمولا قوی‌تر دیگری را از بین می‌برد و خود تنها در کندو می‌ماند. گاهی ممکن است کارگران دور ملکه تازه را بگیرند و به وسیله فشار یا نیش آن را از بین ببرند. اگر به عللی نظم کندو بهم بخورد و یا این‌که ملکه را مدتی در دست نگهداریم و بعد آن را داخل کندو رها کنیم به علت عوض شدن بوی ملکه کارگران او را غریب تشخیص داده از بین می‌برند. در موقعی که ملکه کندو پیر شده و دوران تخمگذاریش به پایان برسد و تولد ملکه جوان در داخل کندو نزدیک باشد، کارگران نسبت به از بین بردن ملکه اقدام می‌نمایند. اگر به عللی ملکه کندو از بین برود می‌گویند کندو یتیم شده است، در این موقع اگر زنبوران کندوهای مجاور از فقدان ملکه خبر شوند کندوی یتیم را غارت می‌کنند. در غیر اینصورت معمولا کارگران موجبات به وجود آمدن ملکه را فراهم می‌نمایند.
به‌طور کلی قوام و نظام هر کندو بستگی به وجود ملکه دارد و تا زمانی که جمعیت کندو وجود ملکه را احساس کنند کلیه کارهای کندو با نظم و ترتیب خاصی انجام می‌گیرد و هیچ وقفه‌ای در عملیات داخل کندو ایجاد نمی‌شود.
ملکه در طول عمر خود از 4 تا 5 سال (عمر مفید ملکه 1 تا 2 سال) فقط یکبار جفتگیری می‌نماید. جفتگیری ملکه در هوا و در ارتفاعات 15 الی 20 متری صورت می‌گیرد. تخم‌ریزی ملکه 24 تا 48 ساعت بعد از جفتگیری شروع می‌شود و روزانه 3000 تا 3500 دانه تخم می‌گذارد.
ملکه جوان یک یا دوساله که مقداری زیاد تخم دارد دارای شکمی متورم می‌باشد، بالهایش کامل و سر و بدنش پوشیده از کرک می‌باشد، حرکاتش سریع و چابک است. ملکه پیر که بیش از دو سال عمر داشته باشد، بدون کرک و دارای بالهای چین‌خورده است، به علت کمی تخم در تخمدان شکمی لاغر دارد و حرکاتش آهسته و کند است.
کار ملکه فقط تخم‌ریزی است و در سایر کارهای کندو مطلقا دخالتی ندارد، زیرا ملکه فاقد عضو موم‌زا و دستگاه جمع‌آوری شهد و گرده گل می‌باشد. یک عده از کارگران به عنوان محافظ از ملکه پرستاری می‌نمایند و غذای مخصوصش را که ژله سلطنتی نامیده می‌شود در اختیارش می‌گذارند.
خصوصا در ایام تخمگذاری مراقبت و تغذیه ملکه با توجه بیشتری انجام می‌شود. تغذیه ملکه بدین‌صورت است که ملکه زبانش را مستقیما داخل دهان کارگر نموده و غذا می‌گیرد.
یک ملکه خوب به‌طور مداوم و یکنواخت و خارج از فصل حتی در آخر پائیز هم تخمگذاری می‌کند و هرچه جمعیت کندو بیشتر باشد دلیل بر خوبی ملکه است. اگر ملکه بتواند چند هفته قبل از دوره عسل حجرات را از تخم پر کند در دوره عسل جمعیت کندو بیشتر بوده و عسل بیشتری فراهم می‌شود.
جالب آن است که ملکه قادر است بنا به خواست خود تخمی بگذارد که از آن زنبور ماده به‌وجود آید یا سلول تخمی تولید کند که از آن زنبور نر متولد گردد.
زنبورهای نر چاقتر از بقیه بوده و دارای چشمهائی بزرگتر از زنبورهای ماده می‌باشند. زنبور نر نسبت به زنبور کارگر درشت‌تر است و به آسانی از زنبور کارگر تمیز داده می‌شود. در پاهای آن سبد مخصوص جمع‌آوری گرده گل دیده نمی‌شود و به‌علاوه فاقد نیش است و در موقع پرواز صدای مخصوص و وزوز دارد. زنبور نر همیشه در کندو وجود ندارد و معمولا در بهار که اولین غنچه‌های بهاره به گل می‌نشیند در کندو دیده می‌شود.
اگر در فصل زمستان در کندوئی زنبور نر دیده شود دلیل بر بی‌نظمی کندو و یتیم بودن آن است. کار زنبور نر فقط بارور کردن ملکه است و نقش دیگری در کندو ندارد به همین جهت به محض اتمام دوره گلدهی و کم شدن شهد در منطقه، کارگران زنبورهای نر را از کندو خارج کرده و به آنها اجازه استفاده از مواد غذائی داخل کندو را نمی‌دهند. زندگی این زنبورها، خارج از کندو پایان می‌یابد. کارگران در مواقعی که به زنبور نر نیازی ندارند حتی تخم و لاروهای آنها را از بین می‌برند.

 نکته های جالب در مورد عسل و زنبور عسل

عسل هـمواره به عنوان  غـذایی سالم و طبیعی مورد استفاده ی انسان بوده است و مشهوراست  که خداوند فقط دو ماده را صرفاً به عنوان غذا آفریده که یکی شیر و دیگری عسل می باشد . صرف نظر از جنبه ی غذایی برخی فرآورده های زنبورعسل ، عسل گسترده ترین و پرمصرف ترین داروی طب سنتی ایران بوده ، و تنها داروی مادی مورد اشاره در قرآن مجید است . 


 

فیلم نوغانداری 🤍

فیلم نوغانداری 🤍

💚نوغانداری وتوسعه آن دراستان عزیزمان گیلان💚

نوغان داری، پرورش کرم ابریشم - گیلان

نوغان‌داری پرورش کرم ابریشم به منظور تولید ابریشم است، کرم ابریشم بیش ازچهار هزارسال توسط مردم پرورش داده می شد، این کارنخستین بار در چین در حدود 2600 سال قبل از میلاد مسیح آغازشدو هرسال 60000 تن ابریشم خام تولید می شود و تبدیل به پیراهن – لباس – روتختی – پرده و دیگر فراورده ها می شود. کرم ابریشم بالغ بر پنج تا هفت سانتی متر طول دارد و برگ توت تنها غذای لذیذ آن به شمار می‌رود. تأمین برگ درخت توت برای تغذیه کرم‌ها از محوری‌‌ترین نیازهای نوغانداری است که از اوایل اردیبهشت و با سبز شدن برگ‌های توت دوره پرورش 40 تا 45 روزه آن آغاز می‌شود. کرم‌های ابریشم مانند کارگران شگفت‌انگیزی هستند که با تنیدن تار‌های شفاف، ظریف و زیبا به گرد خود ابریشم اصل تولید می کنند که بسیار سنگین, نرم, براق و گران است در حال حاضر در ایران بیست و دو استان در زمینه پرورش کرم ابریشم فعالیت دارند و از این میان استان گیلان بالاترین میزان تولید پیله را دارا می باشد. در گیلان حدود هشت هزار خانوار نوغاندار فعالیت دارند و در سال گذشته موفق به تولید چهارصد و سی تن پیله تر کرم ابریشم شدند. پرورش کرم ابریشم یا نوغانداری، از آن جهت برای مردم ایران و بویژه کشاورزان شمال کشور دارای اهمیت است که از آن الیاف طبیعی و ارزشمندی به نام نخ ابریشم تهیه می‌شود.

رشت - ایرنا- رئیس مرکز توسعه نوغانداری کشور گفت: گیلان با تولید حدود ۴۸۳ تن پیله تر ابریشم یک چهارم تولید نوغان کشور را دارد.

عدیل سروی زرگری روز پنجشنبه در جلسه اقتصاد مقاومتی و جهش تولید استان در رشت ، میزان تولید تخم نوعان در گیلان طی سال گذشته را ۱۳ هزار و ۸۸۶ جعبه با ۲۵ درصد افزایش نسبت به  پنج هزار تن سال ماقبل  عنوان و تصریح کرد:  سال گذشته با حمایت‌های انجام شده خانوارهای بهره‌بردار این صنعت از هفت هزار و ۳۱۰ خانوار به ۹ هزار و ۹۴ خانواره بهره بردار افزایش یافت.

وی با بیان اینکه سال گذشته سال خوبی برای صنعت نوغانداری بود و بالاترین میزان تولید طی ۱۰ سال گذشته را داشتیم از  توزیع ۱۶ هزار  و ۵۰۰ جعبه تخم نوغان از هفتم اردیبهشت ماه امسال در گیلان خبر داد .

زرگری همچنین میزان تولید پیله تر ابریشم  را در سال گذشته ۴۸۳ تن در استان ذکر و بیان کرد:  این میزان  بیشترین میزان تولید طی چندسال  اخیر بوده است و عمدتا توسط تاجران برای ابریشم کشی به دیگر استان ها  برده می شود.

 

نوغانداری چیست؟

 

نوغانداری چیست؟

پرورش درخت توت و کرم ابریشم (Bombyx mori L.) نوغانداری نامیده می‌شود. امروزه بیش از 95 درصد ابریشم دنیا در کشورهایی که از ابریشم توت استفاده می‌کنند تولید می‌شود. فقط برخی کشورهای جنوب شرق آسیا و هندوستان برخی از نژادهای کرم ابریشم غیر توت هم پرورش داده می‌شود. مراحل و اصول پرورش ابریشم در کشورهای مختلف تقریبا یکسان است.

مراحل  لاروی خــود کــه دارای چهار مرحله است و پوست اندازی کـرم  ابریشم تنها در دوره پنــج سـن لاروی است، لارو تا این مرحله می توانــد از بــرگ تــوت تغذیــه کند. کل زمان پرورش کرم ابریشم در ایران دو ماه طول می‌کشد و طی این دو ماه تخم در دمای خاصی نگهداری شده لاروها خارج شده از برگ توت تغذیه می‌کنند و در نهایت برداشت می‌شوند. حشره کرم ابریشم دوره زندگی محدودی دارد و یک نسل دارد و باید شرایط محیطی، تغذیه، دما، رطوبت، نور و تهویه  فراهم باشد و عاری از عوامل بیماری زا باشند. بر اساس قوانین کشور نوغان یا تخم کرم ابریشم مورد نیاز طی برنامه ای از لاین های مناسب توسط مرکز تحقیقات ابریشم کشور تولید شده و جعبه زنی شده و نگهداری می‌شود.

هر ساله در ماههای فروردین و اردیبهشت بعد از رفع سرمای بهاره در جعبه هایی به مراکز تولید تحویل داده می‌شود. هر جعبه استاندارد یک قاب چوبی است که ابعاد 17 در 8.8 سانتی متر در ارتفاع 0.4 سانتی متر. در این جعبه یک پوشش ململ وجود دارد که تخم کرم های ابریشم روی آن قرار دارد. با توجه به نژاد دارای 20000 تخم کرم است و وزن هر کدام از آنها بین 11 تا 12 گرم است.

تخم نوغان های تجاری ایران از نژاد های دو نسله زمستان گذران هستند و بعد از طی شدن سرمادهی از سردخانه خارج شده و در اختیار نوغاندار قرار می‌گیرد. برای انتقال نوغان ها جعبه های تخم نوغان نباید در معرض آفتاب قرار بگیرند و از طرفی جعبه کاملا بدون سوراخ هم نباشد. تخم ها باید در محلی  با تهویه نگهدری شوند. از انتقال با دستان آلوده جلوگیری شود و از طرفی تخم توتون در کنار توتون و تنباکو یا مواد نفتی هم قرار نگیرد. همچنین شوک فیزیکی هم به تخم ها وارد نشود. جابجایی تخم ها باید در دمای خنک انجام شود. کیسه های خاصی برای نگهدای تخم ها وجود دارد که رطوبت را بالا نگه داشته و باعث می‌شوند دما کاهش پیدا کند.

حشره کرم ابریشم توت مانند سایر حشرات خونسرد است و تحت تاثیر دما و رطوبت محیط قرار می‌گیرند. شرایط نا مناسب مانند دما، رطوبت، نور نامناسب و یا آلودگی های محیطی باعث می‌شود از کیفیت و کمیت و رشد و نمو لاروها کمتر شود. محیط های مناسب باید توانایی کنترل دما و رطوبت را داشته باشند. کرم جوان نسبت به کرم بالغ به شرایط محیطی حساس تر است. به همین دلیل محل هایی که برای خارج شدن تخم و پرورش کرم های جوان در نظر گرفته می‌شوند باید دارای کنترل دما، رطوبت، نور و تهویه باشند. جعبه های تفریخ دارای ابعاد 1*24*36 سانتی متر مکعب هستند و کف آن پارچه های سیاهی وجود دارد. مکان های پرورش شامل اتاق تفریخ، سالن پرورش کرم جوان و بالغ باید قابل شستشو و ضد عفونی با شعله و مواد محلول باشد. طوری باشد که بتوان اتاق را تاریک کرد و یا آفتاب تابانده شود. همچنین نباید حیوانات، پرندگان یا جوندگان بتوانند داخل این اتاق ها بشوند. از وسایل تولید نور و گرمای غیر آلوده کننده استفاده شود. برای مرحله تفریخ یا خارج شدن لاروها از تخم یک متر مربع کافی است. برای یک جعبه تخم تجاری در سنین لاروی مختلف مساحت و فضای مورد نیاز به ترتیب زیر است:

برای استفاده بهتر از فضا باید از بستر های طبقاتی استفاده شود. برای جلوگیری از خروج گرما باید پوشش سقف و دیوارها عایق بندی شود می‌توان از پوشش هایی مانند کلش، نی، سفال، ایرانیت هم استفاده کرد. باید برای تعویض لباس، ضدعفونی وسایل و دستها و آماده سازی بستر فضاهای خاصی تعبیه شود. برای جلوگیری از بروز بیماری ها در لاروها باید بهداشت کاملا رعایت شود.